تبلیغات
صیاد دلها - خلاصه ی بخشی از فصل شانزدهم کتاب انسان 250 ساله(امام هادی علیه السلام)
صیاد دلها
سال اقتصاد و فرهنگ
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM


خلاصه ی بخشی از فصل شانزدهم کتاب انسان 250 ساله(امام هادی علیه السلام)

(بیانات امام خامنه ای(دامت برکاته) درباره زندگی سیاسی-مبارزاتی ائمه معصومین علیهم السلام)

فصل شانزدهم: امام جواد، امام هادی و امام عسگری


یک روز مجاهدت این بزرگوارها ائمه علیهم السلام- به قدر سال ها اثر می گذاشت. یک روز از زندگی مبارک این ها مثل جماعتی که سال ها کار کنند، در جامعه اثر می گذاشت. این بزرگواران دین را همینطور حفظ کردند.

 این است خاصیت بندگان خالص و مخلص و اولیای خدا. اگر اسلام انسان کمربسته نداشت، نمی توانست بعد از هزار و دویست، سیصد سال تازه زنده شود و بیداری اسلامی به وجود بیاید... کار طبیعی نبود؛ کار غیرطبیعی بود که با مجاهدت انجام گرفت. البته در راه این کار بزرگ، کتک خوردن، زندان رفتن و کشته شدن هم هست، که این ها برای این بزرگوارها چیزی نبود.

وقتب معتصم فهمید که پسر بزرگ حضرت جواد، علی بن محمد، شش سال دارد، گفت این خطرناک است ما باید به فکرش باشیم. معتصم شخصی به نام الجنیدی را که دشمن اهل بیت بود را مامور کرد تا این بچه را بسپارد به او و به او گفت: نگذاری هیچ کس با او رفت و آمد کند و او را آن طور که ما می خواهیم تربیت کن. حضرت هادی همانطور که گفتم شش سال داشت و امر، امر حکومت بود؛ چه کسی می توانست در مقابل آن مقاومت کند؟

بعد از چند وقت درباره ی بچه از الجنیدی سوال کردند. الجنیدی گفت: بچه؟! این بچه است؟!من یک مساله از ادب برای او بیان می کنم، او باب هایی از ادب را برای من بیان می کند که من استفاده می کنم! این ها کجا درس خوانده اند؟! گاهی به او، وقتی می خواهد وارد حجره شود، می گویم یک سوره از قرآن بخوان بعد وارد شو-می خواسته اذیت کند- می پرسد چه سوره ای بخوانم؟ من به او گفتم سوره ی بزرگی مثلا سوره ی آل عمران را بخوان. او خوانده و جاهای مشکلش را هم برای من معنا کرده است. این ها عالمند، حافظ قرآن و عالم به تاویل و تفسیر قرآنند؛ بچه؟! ارتباط این کودک که علی الظاهر کودک است، اما ولی الله است،«و آتیناه الحکم صبیاً»- با این استاد مدتی ادامه پیدا کرد و استاد شد یکی از شیعیان مخلص اهل بیت.

«شد غلامی که آب جو آرد  آب جوی آمد و غلام ببرد»

حضرت امام هادی(علیه السلام) در سامره محبوب مردم شده بود. همه ایشان را احترام می کردند و اهانتی در کار نبود.

متوکل حضرت را به مجلس شراب کشاند تا خبر همه جا بپیچد که، علی بن محمد، میهمان متوکل بود؛ بساط شراب و عیاشی هم در مجلس چیده شده بود! حضرت به دربار متوکل رفت، و مجلس شراب او را به مجلس معنویت تبدیل کرد. یعنی با گفتن حقایق و خواندن شعرهای شماتت بار، متوکل را مغلوب کرد؛ به طوری که در آخر حرف هایش، متوکل بلند شد برای حضرت غالیه (بوی خوش، مرکب از مشک و عنبر) آورد و او را با احترام بدرقه کرد. حضرت به او فرمود: تو خیال می کنی اینجا نشسته ای، پنجه ی مرگ تو را فرا نخواهد گرفت؟ و همین طور مراتب عمل موت را تا کرم هایی که به جان متوکل خواهد افتاد، بیان فرمود. حضرت، مجلس را به کل متحول کرد و از دربار بیرون رفت. درمبارزه ای که شروع کننده ی آن، خلیفه ای تندخو و قدرتمندبود و طرف دیگر، یک جوان بی دفاع، طرف به ظاهر ضعیف تر، دست به یک جنگ روانی زد؛ مبارزه ای که درآن نیزه و شمشیر کاربرد ندارد. ما اگر بودیم نمی توانستیم این کار را بکنیم.این امام است که می تواند موقعیت را بسنجد و طوری سخن بگوید که خلیفه را خشمگین نکند. ممکن بود حضرت مثلا بلند شود و همه ی شیشه های شراب را به زمین بریزد. این، عکس العمل خوبی نبود و نتیجه ای هم از آن گرفته نمی شد، اما حضرت، طوری دیگر عمل کرد. این بعد قضیه خیلی مهم است.

بعد از شهادت امام حسین «ارتد الناس بعد الحسین الا ثلاثه» هیچ کس نماند. اما در زمان امام هادی شما نگاه کنید؛ تمام دنیای اسلام را ائمه علیهم السلام زیر قبضه گرفته بودند. حتی بنی عباس هم درماندند. نمی دانستند چه کار کنند؛ رو به شیعه آوردند.

وقتی ما ابعاد زندگی ائمه را نگاه کنیم، می فهمیم این ها چه کار می کردند. بنابراین فقط این نبود که این ها مسائل نماز و روزه یا طهارت و نجاسات را جواب بدهند. در موضع «امام» -با همان معنای اسلامی خودش- قرار می گرفتند و با مردم حرف می زدند. به نظر من این بعد در کنار این ابعاد قابل توجه است.

در هیچ زمانی ارتباط شیعه و گسترش تشکیلاتی شیعه در سرتاسر دنیای اسلام، مثلا زمان حضرت جواد و حضرت هادی و حضرت عسگری نبوده است.

ائمه ی ما در طول 250 سال امامت از رحلت نبی اکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) تا روز وفات حضرت عسگری، 250 سال است-خیلی زجر کشیدند، کشته شدند، مظلوم واقع شدند و جا هم دارد برایشان گریه کنیم؛ مظلومیتشان دل ها و عواطف را به خود متوجه کرده است؛ اما این مظلوم ها غلبه کردند؛ هم مقطعی غلبه کردند، هم در مجموع و در طول زمان.


برنامه ی امروز هر بسیجی:

خواندن زیارت جامعه کبیره؛

تئوری جامعِ امامت و ولایت، منشور مدون شیعه در عصر غیبت!







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 29 مهر 1392 :: نویسنده : روشنا
سه شنبه 22 فروردین 1396 10:01 ب.ظ
Nice post. I learn something totally new and challenging on blogs I stumbleupon on a daily basis.
It will always be helpful to read through content
from other authors and use a little something from other web sites.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

وبلاگ پایگاه شهید صیاد شیرازی

بسیج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهیدان گمنامی است كه پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند.
(امام خمینی رحمة الله علیه)
مدیر وبلاگ : روشنا
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :